
وسط کلاس یهو گفتم: میشه من برم بستنی بخرم بیارم؟همه باهم گفتند: چرا باز ؟؟؟ (یاد حرف داداشم افتادم که میگفت: مریم با پولاش یا کتاب میخره یا شیرینی میده) گفتم: آخه تربیت معلم قبول شدم همه بیشتر از خودم خوشحال شدن و با افتخار واسم دست زدن گفتم: پاشم برم بخرم دیگه... که استاد گفت: بستنی چیه، جلسه بعد یا شیرینی میاری یا پیتزا... من چشمی گفتم و نشستم آخر کلاس طی یه حرکت داوطلبانه ی دیگه گفتم: مواف...
ادامه مطلب