۱_ حجمِ خبرهای تلخ و انرژی منفی این روزا زیاد شده، به شدت ذهنم درگیر شهادتِ شهید رجب زادهست و حجمِ وحشی گری که این روزا توی جامعه داره رخ میده واقعا برام غیر قابل باوره...
چندساله عده ای به شدت دارن "انسانیت" رو پایمال میکنن و از اونطرف ما خیلی کم کاری میکنیم توی نور بخشیدن به جامعه...
خیلی خیلی بیشتر باید تلاش کنیم واسه ایجاد حلقه نور دورِ خودمون و خانوادمون و شهر و کشورمون...
ان شاءالله خدا به زودی با نورِ خودش این ظلمت رو از بین ببره... آمین.
.
.
۲_ خداروشکر از بعدِ کربلا با فاطمه حسنا بهتر و با صبوریِ بیشتری رفتار میکنم ولی واقعا بهانه گیری های عجیب غریبی داره به خصوص وقتایی که خوابش میاد و مقاومت میکنه در برابر خوابیدن... توی مسیر هم هر ۲۰ تا عمود یه ذکر رو تکرار میکرد: مامان بغل، مامان بغل.... مامان شربت مامان شربت.... مامان هندونه مامان هندونه...
این سفر فقط تمرین صبرررر بود برای من و باباش
.
.
۳_خداروشکر کتاب، ویراستاری شده فقط مونده بفرستیم انتشارات، اگه خدا بخواد این ماه این پروژه انجام بشه واقعا نماز شکر بر من واجبه!
.
.
۴_ چندوقته فارنژیت به شدت اذیتم میکنه... حرف زدن به شدت برام سخته و تصورِ اینکه با این گلو دوباره بخوام سرکلاس داد بزنم غیرقابل تحمله! کاش میشد کمتر حرف بزنم و فقط بنویسم...
.
.
۵_کاش یاد بگیرم تجسس حرامه و گذشته رو به حال خودش بذارم و شکرگزار حال باشم، چرا که ملاک، حالِ فعلیِ افراده
.
.
۶_یکی از دوستانِ قدیم توی بله کانال داره و نویسندگی میکنه و خدایی متن های خوبی هم مینویسه، وقتی متناش رو میخونم و دغدغه های مجردیش رو پی میگیرم یاد مجردی های خودم میفتم... که فارغ از کارای خونه و خانواده، فقط کتاب میخوندم و کار فرهنگی میکردم و متن مینوشتم...
همه چیِ متاهل بودن و مادر بودن خوبه خداروشکر فقط کاش خودم با دستای خودم استعدادم رو له نکنم و نویسندگی رو از یاد نبرم...
دوست دارم یه کانال بزنم و بنویسم تا دوباره دست و دلم گرم بشه واسه نویسندگی... ولی نمیدونم اگه کانالی باشه کسی هست بخونه یا نه!
.
.
۷_ برنامه خودسازی باید از سر گرفته بشه، توی این دوره زمونه اگه مراقبِ خودت نباشی و کنترل درونی نداشته باشی دزد زیاده که ایمانتو بدزده...
یاعلی مدد
برچسب:
نویسنده: ماهان عباسیان