خرید بک لینک

از قدیم گفتن: بچه حلال زاده به عمّش میره!

هر چی خودم خُل و چلم، برادرزادم از من خل و چل تره!

هلیا دوسالشه، اومده بودند خونمون،

داشتیم باهم بازی میکردیم، براش با چادرمعمولی و بالش، خونه درست کرده بودم،

توی خونه، الکی چشمامون رو بسته بودیم مثلا خواب بودیم یهو چشماشو باز کرده نشسته،

با تعجب میگه: صدای چییی بود؟؟؟

گفتم: عمه صدایی نیومد که!

گفت: صدای مورچه بود!

داره اونجا راه میره!

+فکر کنم بچه یه نسبت دوری هم با سهراب سپهری داره؛

اون بنده خدا هم میگفت: من صدای نفس باغچه را میشنوم...

برچسب: نویسنده: ماهان عباسیان تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 18:46

صفحه بندی