توسط جوآنهــ | پنجشنبه دوازدهم مرداد ۱۴۰۲ | 13:8
بسم الله النور
.
فکر کن یه آدم سالها توی وطن خودش زندگی کرده،
بعدش به هر دلیلی مهاجرت میکنه از اون کشور
و بعد از یک سال دوباره برمیگرده به وطنش ...
انقدر طی این یک سال اتفاقات مختلف افتاده و
انقدر شرایط عوض شده که شاید مدتها طول بکشه
با شرایط جدید احساس غریبی نکنه و بتونه
با خیال راحت توی خونه مادریش نفس بکشه ...
.
.
+حکایتِ من و وبلاگ هم شبیه همین حکایته!
یادمه قبلا میگفتم انقدر با این وبلاگ و مخاطباش، احساس راحتی دارم که انگار دارم با بیژامه قدم میزنم اینجا! ولی خب بعد از این یکسال نبودن و ننوشتن، حس میکنم کلماتم کت و شلوار پوشیدن و فازِ فرنگ برداشتن!
ولی خب هرچقدر شرایط مجازستان و شرایط زندگی خودم عوض شده باشه، من هنوز منم! ... و این حقیقت نباید از حافظه کلمات حذف بشه! باید اصالت خودشونو حفظ کنن، باید یادشون بیاد اونا یه روزی آینه ی مفاهیم قشنگی بودن...باید یادشون بیاد اونا امانت های الهی هستن و باید توی بهترین راه خرج بشن...آره...باید دوباره بوی آسمون بگیره این خونه!
+اینجا، برداشت آزاد، جایی که قلمم باید از زمینِ دنیا خوبی برداشت کنه و آزادانه پرواز کنه تا آسمون :)
یاعلی مدد...
برچسب:
نویسنده: ماهان عباسیان