خرید بک لینک

باید اعتراف کنم بخش هایی از پست قبلی ساخته و پرداخته ی ذهنِ خلاقِ خودم بود

و واقعیت اینه که من و همسرم هیچوقت انقدر ادبی حرف نمیزنیم!

و من هر بار کتابِ یک عاشقانه آرام رو میخونم، در پس زمینه، صدای خُر و پُف های همسرم پخش میشه

خونه ی ما یه وقتایی شبیه خوابگاه دانشجویی میشه و غذا رو با قابلمه میاریم سر سفره :))

یه وقتایی هم توی ظرفای قشنگی که غذا با سلیقه تزیین شده ...

توی خونه ی عاشق ترین زن و مردها هم یه وقتایی چالش و بی حوصلگی وجود داره، به همون اندازه هم خنده و دیوونه بازی !

من همون روزای 1 که خیلی شعر و غزل میخوندم و با خودم تصور میکردم خونه ی آیندم، یه خونه ی شاعرانست و دم به دیقه باهم کتاب میخونیم، همونموقع هم میدونستم واقعیتِ زندگی چیزی فراتر از این خیالاته و حتی خودمو آماده کرده بودم واسه خروپف ها :))

به خودم میگفتم حتی خیال پردازی هامون هم باید رنگ و بوی واقعیت و عقلانی بودن بگیره...

الانم خداروشکر زندگیمون معجونی از تمام حس هاست، نه صرفاً منطق و نه صرفاً احساس!

و همینه که زندگی رو قشنگ میکنه :)

برچسب: نویسنده: ماهان عباسیان تاريخ: سه شنبه 23 آبان 1402 ساعت: 22:30

صفحه بندی