اومدم 5دیقه استراحت کنم، تلویزیون رو روشن کردم دیدم همه جا پخش مستقیمِ مشهدالرضاست...
دلم هوایی شد... شروع کردم به شعر گفتن...5دیقه شد 1 ساعت...
حاصلش شد شعر پر از نقصِ زیر:
خوشا به حال زائران حَرَم که می گریند برابرِ شاهِ کَرَم
خوشا به حال خادمِ تو و نذرِ دلش خوشا بحالِ کبوتر و چشم واکردنش
خوشا به حال آنکه مرامِ تو را بیند کبوتری که دانه و دامِ تو را بیند
خوشا بحال دلم که نذرِ روی تو شد غریب و تنها بود و کفترِ کوی تو شد
ایوانِ طلای تو،عجب جای عجیبی ست شبیه نجف و صحنِ آقای غریبی ست
مکه برای اغنیا و تو سامرای ما اربعین برای پیاده ها و تو کربلای ما
یا ثامن الجج! این مثنوی ام برای شماست تمامِ بودنم، زندگی ام برای شماست...
برچسب:
نویسنده: ماهان عباسیان