خرید بک لینک
تمامِ نمازمو داشتم بهش فکرمیکردم

اصلا نفهمیدم چی خوندم

داشتم فکرمیکردم چجوری میشه خوشحالش کرد

داشتم فکرمیکردم کدوم دوستم توی بیت رهبری آشنا داره

فکرمیکردم که چه خوب میشه به همین زودی یهو بهش زنگ بزنم و بگم:

فاطمه به آرزوت رسیدی

فردا باید بری دیدار آقا...

+فاطمه، دوستِ 25ساله ای که توی یکی از روستاهای شمال زندگی میکنه

و شرایط زندگیش خیلی خوب نیست

با دیدن تصویر زمینه ی گوشیم _که عکس آقا بود_ باهم آشنا شدیم!

فاطمه، از اون آدماست که یه غم خاصی توی چشماشه...

و من خوب میدونم فقط با یه خبر خوب، غمِ چشماش به اشک شوق تبدیل میشه؛

و اون خبر خوب فقط دیدار آقاست...

خدایا

میشه خوشحالش کنی؟...

برچسب: فاطمه, نویسنده: ماهان عباسیان تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 13:17

صفحه بندی