نشستم شعر گفتم بعد از مدت ها...
حالِ خوبی بود
فقط حیف که تا نصفه شب درد کشیدم و مچاله شدم توی خودم...
مثل کاغذام...
+قیصر امین پور میگه:
« دفتر مرا
دست درد می زند ورق
شعر تازه ی مرا
درد گفته است
درد هم شنفته است
پس در این میانه من
از چه حرف می زنم؟
درد، حرف نیست
درد، نام دیگر من است
من چگونه خویش را صدا کنم؟ ...»
برچسب:
نویسنده: ماهان عباسیان