312. گلایه...
-
تاریخ: 1398/12/19 ساعت: 14:28
این پست حاوی مطالب ناراحت کننده ستبا احتیاط بخوانید...
313. قرآن بخونیم...
-
تاریخ: 1398/12/19 ساعت: 14:28
این روزا که تو خونه ایم بیاین به نیت سلامتیِ جسمی و روحیِ همه مردم کشورمون و همه مردم دنیا، یه ذره قرآن بخونیم!هرکسی یک آیه،یک صفحه، یک سوره یا یک جز رو میتونه بخونه؛به قولِ خود قرآن :فَاقْرَءُوا مَا
314. شهید همت...
-
تاریخ: 1398/12/19 ساعت: 14:28
امروز سالروز شهادت [حاج همت] بودمردی که گفت:من زندگی را دوستدارم،ولی نه آنقدر که آلودهاش شوم و خویشتن را گم و فراموش کنمعلیوار زیستن و علیوار شهید شدن، حسینوار زیستن و حسینوار شهید شدن را دوست میدارم ...
315. یاعلی...
-
تاریخ: 1398/12/19 ساعت: 14:28
کعبه وقتی که در آغوش خودش یوسف دیدخود زلیخا شد و خود پیرهن صبر دریدراز خلقت همه پنهان شده در عین علی ستکهکشان ها نخی از وصله ی نعلین علی ست...
316. کنج دل...
-
تاریخ: 1398/12/19 ساعت: 14:28
خوب که فکر میکنم میبینم خوب شد که اعتکاف امسال کنسل شد!سال های قبل فقط یه عده خاصی میرفتن مسجداما الان انگار همه ی مردم، پناه بردن به کنج دلشونانگار خیلیا فارغ از دنیا، دارن به آسمون فکر میکنندانگار بعضیا همین روزا دارن خدا رو پیدا میکنن :)xa0+خدا کنه همین روزا خدا ما رو ببخشه...++حامدعسکری نوشته بو...
260. خاطرات کارورزی7
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 22:23
خاطره مربوط به 5 آذر...#نماز_الکی#جن#سابقه_دار#خواننده_معاصر#خبرچینی#مریم_عصبانی_میشود#بی_تجربگیxa0خب اون هفته یه خرده عجیب غریب تر از هفته های قبل بود!...
261.ممنوع الورزش...
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 22:23
گویا ورزش برای سلامتیمان مضر است!تا اطلاع ثانوی طی چندماه آتی نباید برم یوگا...xa0+ در حق همدیگه دعا کنیدو مراقب سلامتیتون باشید خیلی زیاد!
262.تلخ...
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 22:23
راستش نمیخواستم از تلخی ها بنویسماما چه کنم که این دنیا مثل قهوه قجری تلخ است...چه کنم که هرچقدر شِکر به رویش میپاشم باز هم واقعیتِ تلخش نمایان می شود...امروز با خود اندیشیدم که اگر معلم نمی شدم این ر
263. دلخوشی ها...
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 22:23
یه خرده از اتفاقات خوب بگیم، تلخی های پست قبل رو بشوره ببره!1. بعضی از خاطرات کارورزی رو که اینجا مینویسم قراره توی نشریه دانشگاه هم چاپ بشه :)و البته گروه پادکست دانشگاه هم استقبال کردند و هفته پیش ب
264. صدای تو...
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 22:23
دوای دردهایم را پیدا کردم؛صبح...ظهر...شب... صدای تو!==>[صدای ناب]
252.اخبار...
-
تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 21:45
1. تیترِ یک خبر رو اختصاص میدیم به مزدوج شدن رفیق جانمان، زهرا خانوم، که پنجشنبه هفته گذشته در گلزار شهدا، بله را گفته بالاخره!ناگفته نماند وی پس از مزدوج شدن، متواری شده و از دادن شیرینی امتناع می ور
253. روزنامه...
-
تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 21:45
«متن زیر فاقد هرگونه ارزش ادبی ست»ولی باید مینوشتم،فکر کنم طولانی ترین پست این وبلاگ شد...حیفه چشماتون که اینارو بخونید...
254. عذر تقصیر...
-
تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 21:45
چون توی مدرسه حال خوبی دارمخاطرات کارورزی رو هم باید با حال خوب بنویسم!این مدت هم فرصتش نبود و هم حال و حوصله ش...واسه همین تا امروز ننوشتم...بابت بدقولی ببخشید...حواسم هست سه تا خاطره بدهکارم!
255. یه شب هزار شب....
-
تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 21:45
خب امشب عروسی همکلاسیمون بود و با دوستان رفتیم و کلی خندیدیم و اوقات مفرّحی داشتیم خداروشکر!اما معمولا بعد از هر عروسی یه جلسه نقد و بررسی دارم واسه خودم!بد نیست امشب در این مورد، اینجا بنویسم و یک با
256. خاطرات کارورزی6
-
تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 21:45
خاطرات 28 آبان ماه...#مسئله_ریاضی#معلم_پایه#اوریگامی#انرژیزا
257. دیوانگی...
-
تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 21:45
دیوونگی از نظرمن یعنی انجام کارهایی که شبیه مردم عادی نیست!یعنی حرکت در مسیری که مردم عادی حتی از اون مسیر، خبر هم ندارند، چه برسه که بخوان توی اون خیابون قدم بزنند!به نظرم دیوونگی یه حد و مرز تعریف ش
242.شلوغی...
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 18:46
این روزا به شدت سرم شلوغ بود خداروشکر!از این جهت میگم خداروشکر که این شلوغی,ا به شدت برای من مفیده!وقتی کلی کار دارم، سرم گرم کاره و کمتر گناه میکنم، روال عادی زندگیم تغییر میکنه، وقت غذا خوردن ندارم، خوابم کمتر میشه، آخرین نکته ش اینکه شب وقتی سرمو میذارم روی بالش میگم: آخیش :) و حس مفید بودن بهم د...
243. مغزهای کوچک زنگ زده...
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 18:46
واسه اینکه حجم شلوغی روزام رو توضیح بدم یه مشت نمونه خروار نشونتون میدم!این قسمت: سردبیر و مغزهای, کوچک زنگ زدهسه شنبه از 7ونیم صبح تا 1 ظهر مدرسه کارورزی بودم، 1ونیم شد تا بیام خونه و ناهار و نماز رو
244. پرحرفی...
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 18:46
خاطرات کارورزی این هفته و مابقی حرفا، باشه واسه یه فرصت دیگه...کلی حرف دارم واسه نوشتن...
245. آه آزادی...
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 18:46
و اینترنت را خدا آزاد کرد!چقدرررر دلم برای اینجا و شما تنگ شد...همه خوبید؟زنده اید؟سالمید؟