289- دوباره شعر... - تاریخ: 1397/11/24 ساعت: 18:14
دیشب بارون میومدنشستم شعر گفتم بعد از مدت ها...حالِ خوبی بودفقط حیف که تا نصفه شب درد کشیدم و مچاله شدم توی خودم...مثل کاغذام...xa0+قیصر امین پور میگه:xa0« دفتر مرادست درد می زند ورقشعر تازه ی مرادرد گفته استدرد هم شنفته استپس در این میانه مناز چه حرف می زنم؟درد، حرف نیستدرد، نام دیگر من استمن چگونه...
109- و تمام.... - تاریخ: 1396/12/26 ساعت: 16:38
بالاخره امتحانامون تموم شد!این آخری رو حسابی خراب کردم...ولی خب "یه پایانِ تلخ بهتر از یه تلخیِ بی پایانه"نمره هاهم این چندتایی که اومده خوب بوده الحمداللهولی احتمالا امتحان امروز به تنهایی معدل رو میاره پایینبیخیال...غصه های مهم تر هم هست واسه خوردن :)Let's block ads! (Why?)
مژده دهید! یار پسندید مرا... - تاریخ: 1396/12/26 ساعت: 16:38
مگه خبر بهتر از اینم هست که بگن:به آرزوت رسیدی!بگن بالاخره حضرت مادر دعوتنامه ت رو امضا کرد...بگن بالاخره شهدا اجازه دادن خادمشون باشی...مگه میشه شکر این لطف رو بجا آورد؟مگه میشه خیالِ لحظه ی سال تحویل توی شلمچه، رو با دنیا عوض کرد؟هزار بار اگر شکر کنم کمه...خدایا شکرت که صدای بنده های خوبی که برام ...
راه ناتمام... - تاریخ: 1396/12/26 ساعت: 16:38
 اونجاهایی که آدمای به ظاهر خوب و مذهبی کنارهم جمع اندو اون وقتایی که به ظاهر کار خوبی در جریانهشیطون خیلی بیشتر در حال تلاشه...یعنی یه وقتایی اینجورجاها یه موقعیت هایی پیش میاره که واقعا آدم نمیفهمه چی درسته و کی درسته؟خدا هم اینجور وقتا خیلی خوب تورو آزمایش میکنه!نگاه میکنه ببینه تو چیکار میکنی......
105- فراغت... - تاریخ: 1396/10/20 ساعت: 16:58
+درست 20 روز از زمستان گذشته و من تازه فرصت کردم قالبِ پاییزیِ وبلاگ را عوض کنم... عجالتاً همین قالبِ ساده باشد تا بعد ببینیم چه می شود... +دیروز آخرین کلاسِ ترم یکمان را هم رفتیم و برخلاف اکثر دانشگاه های دیگر ما تازه فرجه ی امتحاناتمان شروع شده و از 30 دی تا 11 بهمن امتحان داریم... باشد که درس بخو...
104- یازهرا(س).... - تاریخ: 1396/10/17 ساعت: 19:16
نماز عشام تموم شده بود.... رفته بودم سجده و دعا می کردم...اولش طبق معمول دعاهای ضبط شده م از زبون گناهکارم پخش شد: [اللّهم عجّل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المُستَشهَدین بَین یَدیه...] [اللّهم اشفعِ کلّ مریض, اللّهم اغنِ کلّ فقیر, اللّهم اصلح کلّ فاسد مِن اُمور ال...
94- یا امام حسن(ع)... - تاریخ: 1396/9/25 ساعت: 16:43
[unable to retrieve full-text content]خواستم گریه کنم بلکه بر این زخم عمیق گریه مرهم بشود ، خون جگر مرهم شد...    
95- یا امام رضا (ع)... - تاریخ: 1396/9/25 ساعت: 16:43
دیشب می خواستم غزلی بنویسم... می خواستم کبوترهای واژه را روی سفیدِ کاغذ بنشانم، اما همه شان پرواز کرده بودند سوی دیارِ یار... وازه ها پرنده هایی بودند که فقط روی گنبد می نشستند... دیشب، نوشتن بی فایده بود؛ من، قلبم و تمام واژه ها میان صحن گوهرشاد گم شده بودیم... راستی گم شدن در دیار یار، عینِ پیدا ش...
99- عقل و دل - تاریخ: 1396/9/25 ساعت: 16:43
روز قیامت بود. همه فرشتگان در بارگاه خداى بزرگ حاضر شده بودند؛ روزى پرابهت... صفوف فرشتگان، دفتر اعمال و درجه بزرگان! هر كس به پیش می آید و در حضور عدل الهى، ارزش و قدر خود را مى نمایاند... و به فراخور شأن و ارزش خود در جایى نزدیك یا دور مستقر مى شد... همه اشیا،نباتات،حیوانات،انسان ها و عقول مجرده ب...
100- حس اولین برداشت از اولین حقوق :) - تاریخ: 1396/9/25 ساعت: 16:43
xa0 لازم به ذکره که اون جنابِ ببعی، مال برادرزاده جانه! اون سه تا کیف مال مامان و زن داداش و خواهرجانه! ساعت مچی و عطر و شلوار مربوط به دوتا داداشاست! xa0و پیرهن و کلاه هم پدر گرامی! کتاب ها هم مربوط به فامیلای درجه دو و دوستان عزیزمان است +خدایا شکرت بسی زیاد :)
101- به راستی چرا؟... - تاریخ: 1396/9/25 ساعت: 16:43
[unable to retrieve full-text content]
102- گاهی خواستن توانستن نیست!... - تاریخ: 1396/9/25 ساعت: 16:43
فکر کن یه ساعت شنی بذارن جلوت، بگن تا تموم شدن شن های این ساعت، وقت داری هرچی میخوای بگی! چند دیقه اول سکوت میکنی و فکر میکنی که چیا بگی... اما می بینی که مغزت قفل میکنه! فقط نگاهت خیره میشه به لحظه لحظه ای که داره میگذره و تو مدام استرسِ تموم شدنش رو داری... زمان میگذره... اما تو، توی این نصف زمانی...
103_ سه اتفاق خوب :) - تاریخ: 1396/9/25 ساعت: 16:43
در کنار تمام حواشی و تلخی های این روزها سه اتفاق حالمان را خوب کرده: 1_امام رضا(ع) ما را طلبیدند و الان در مشهدالرضا به سر می برم و دعاگوی شما هستم... 2_خدا را هزارمرتبه شکر در کمال ناباوری خانواده اجازه دادند برای خادم الشهدایی ثبت نام کنم :) 3_ در راستای نویسنده شدن، قرار شده است دو کار را انجام د...
96- :| - تاریخ: 1396/9/1 ساعت: 14:33
این کامپیوترِ ماهم که دیگر شورش را درآورده :| به صورت خودجوش یک سری فعالیت هایی را انجام میدهد که روانِ آدم را بهم میریزد :| با حذف شدن عکس ها سوختم و ساختم، با کیبورد خراب و صوت خراب تَرَش ساختم اما این یکی دیگر از طاقتم خارج است! آخر مگر من خواستم
97- رفتن یا نرفتن؟ مسئله این است! - تاریخ: 1396/9/1 ساعت: 14:33
الان دارم مصاحبه ی یکی از بلاگر هایی که از بلاگفا کوچ کرده رو گوش میدم... انقدر جالبه که دلم میخواد همین الان چمدونم رو ببندم برم بلاگ... با اینکه خیلی وقته تو فکر رفتنم ولی چون برنامه ی خاصی ندارم واسه اونجا، همینجا موندم و چرت و پرت مینویسم... به ق
98- سخنی با مخاطبانِ ممکن الوجود - تاریخ: 1396/9/1 ساعت: 14:33
[unable to retrieve full-text content]نخونید اینارو چرت و پرت که خوندن نداره حیفه وقتتون :(
84- بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا... - تاریخ: 1396/7/9 ساعت: 16:16
خدایا شکرت که خانوادمو کربلایی کردی... جای هیچ گله نیست اگر نرفتم...منتظر میمونم تا دعوتنامه ی منم امصا شه... + حسین(ع) من هنوز جوونم حسین(ع) منتظر میمونم....
83- در دایره قسمت، ما نقطه تسلیمیم :) - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 18:49
وسط کلاس یهو گفتم: میشه من برم بستنی بخرم بیارم؟همه باهم گفتند: چرا باز ؟؟؟ (یاد حرف داداشم افتادم که میگفت: مریم با پولاش یا کتاب میخره یا شیرینی میده) گفتم: آخه تربیت معلم قبول شدمxa0 همه بیشتر از خودم خوشحال شدن و با افتخار واسم دست زدن گفتم: پاشم برم بخرم دیگه... که استاد گفت: بستنی چیه، جلسه بع...
74- آخِیش :) - تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 13:17
بالاخره تموم شد این هفته ی شلوغ! مثل هفته ی آخر اسفند بود یا مثل اواسط اردیبهشت توی دوران مدرسه یا هفته ی آخر کنکور فقط شلوغی و درگیری و کلافگی با دغدغه های فراوان... از اون روزایی که از خدا تقاضا میکنی بذاره روی دورِ تند تا زودتر بگذره این روزا از اون روزا بود خداروشکر که تموم شد فقط!
75- فاطمه... - تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 13:17
تمامِ نمازمو داشتم بهش فکرمیکردم اصلا نفهمیدم چی خوندم داشتم فکرمیکردم چجوری میشه خوشحالش کرد داشتم فکرمیکردم کدوم دوستم توی بیت رهبری آشنا داره فکرمیکردم که چه خوب میشه به همین زودی یهو بهش زنگ بزنم و بگم: فاطمه به آرزوت رسیدی فردا باید بری دیدار آقا... xa0 +فاطمه، دوستِ 25ساله ای که توی یکی از روس...